تبليغاتX
قهوه تلخ
 

<> نمی توانی برای خدا کار بکنی نکن، در خانه ات بخواب!

<>یکی آدم خوبی است و نمی خواهد جنگ و دعوا شود، او بگوید الله خدا جوابش را می دهد!

<>به پدر و مادر احترام کن، اما به بقیه اهمیت ندادی هم ندادی! 

<>آقا رسول الله (ص) دائم تبسم داشت. بله،. هزاران ناراحتی در دلش بود اما برای رضای خدا لبش در حال تبسم بود. برای رضایت مردم نبود، می خواست اگر کسی سوالی دارد بتواند سوالش را بپرسد!... 

                          

                 +فرازهایی از کلام کسی که "خود بیش از همه معروف" است.

 

+ ریخته شده در پنجشنبه 1386/01/30;ساعت 1:56;

 

سلام آدمها !
من تنها آمده ام بگويم :
كه نمي خواهم بمانم
فقط آمده ام كمي بازي كنم
و بعد بروم ...

+ ریخته شده در دوشنبه 1386/01/27;ساعت 2:22;

 

 يک چيز را خوب مي دانم ، و آن اين است که هيچ نمي دانم ...

 

+ ریخته شده در پنجشنبه 1386/01/23;ساعت 3:10;

 "زینب گریه نکن!" جای او در خانه دل باشد و ما غافلیم...

"فاطیما خوابت میاد؟ "این صدای بهاره که عین خودم تو دلش یه دنیا حرفه...

مددی که لال هستم تو مگر دهی زبانم!

بذار بگم باور کن این دفعه دیگه صدق می کنه:کشدم عاقبت این درد که این چشم سیه ...عبا شو کشیده سرش تو این اوضاع بازم میخونه!...امروز و نگاهم کرد...با یه بغض رسوب شده وایسادیم، دریا حریف نیست که پاکم کند...حتی جرات نزدیک شدن هم نداریم ;آگاهی از دل من ...من گفتگو ندارم!میلرزیم...نه! اشتباه نکن از هق هق نیست...فکر کنم داریم به اون حد از خیسی میرسیم که دیگه خیس تر نمی شیم...حتی دم این پنجره هم عاقلانی پیدا میشن که به چشم سفیه ما رو نگا کنن...سرم به زیرو... دو قدم خرگوشی میایم جلو.. "فاطمه! مادام گفتیم یا خوردیم؟!؟!"  ـ نکنه بریم اول خط ـ

علی اصغر! حسن! علی اکبر! تکرار کنین: زاهد مکن ملامت گر رو سیاه و زشتیم!

خوب حق داشت از اوناییش بخواد که صد تاییه! البته این حقو وقتی به احمد دادم که تو رواق بزرگ امام دیدمش،،، لحظه با تو بودن رو به دو عالم نفروشم...

...دخیل می بندیم که پای دخیل بمیریم      -فاطیما اون جلو پر از طنابای رنگ و وارنگه!                 - سعیده فکر کنم هر رنگی حاکی از میزان حاد بودن بیماریه طرفه...صدای خندمون گوشامونو را پر کرد.  

- تکون خورد؟   - آره!     -چی میگی زیر لب بهش؟                                      -براش والعصر می خونم ...نگاش میکنم،،میفهمه که نمی فهمم! انسیه ادامه میده: بچه صبور میشه! ....خبر دهیم ز اعجاز تو مسیحا را

-فاطیما می خوای برگردیم؟   -نع نفیسه!!                         ...فکر کنم مفاتیح من لب تخت جا مونده بود  باید می رفتیم تا برسیم اونجا ندبه بخونیم (!) تو آخرش منو می کشیا...

و من نهایتاْ نفهمیدم چرا نزدیک به یک ساعت بیشتر ما رو زیر درخت هلو نگه داشتی...معلوم نشد دلبر دیگر چه به سر دارد!...

 

+ ریخته شده در سه شنبه 1386/01/21;ساعت 4:31;

 

و من مسافرم

سايه بان مسيح! مرا به سردترين ها برسان

اي بادهاي همواره!

مرا به وسعت تشکيل برگها ببريد...

 

+ ریخته شده در یکشنبه 1386/01/12;ساعت 15:27;

 

خداوند به ما و قاتلان "حسین" فرصتی دوباره داد. دستهای بریده عباس را از شریعه گرفت و بر شانه های تو به یاری ما فرستاد، تو را "نصر الله" می نامیم!

   وپس از نام تو ایمان داریم به" فتحی قریب"، ایمان داریم به قلب تو که عبای جدت را بر دوش می اندازی و فریاد می زنی"الله اکبر"...با میراثی از مهربانی "فاطمه" و قهر "حیدر کرار" ...


خداوند به ما فرصتی دوباره داد، تا در جنوب زنده شویم. هنگامی که "سیا " شرق را رنگ می کندو سارس ،عروسک فروشهای چینی را زرد !

...و خون همه شهیدان تاریخ در رگهای تو با خون "حسین" می آمیزد .ما در جنوب زنده شده ایم و فریاد می زنیم "زنده باد نصر الله "

...هنگامی که فیفا به مشکل همزمانی جام جهانی نوزدهم با جنگ جهانی سوم می اندیشد و آمریکا آماده برگزاری چهار جنگ جهانی در هر سال است! 

                                                          "زنده باد نصر الله "

که فریاد می زند تا مدیترانه تکانی به خود بدهد.حلقه های رقص عربی را رها کند با خاک پای شهیدان تیمم کند و نمازش را بخواند. آن گاه قربه الی الله، ناوهای اسرائیلی را فرو برد...

                                                           "زنده باد نصر الله "

...که فریاد می زند"الله اکبر"،تا کودکان ما توفان را یاد بگیرندو تلویزیونهای ما پخش مستقیم شوت شدن کره زمین را !

                                                             "زنده باد نصر الله "

....که د ر"المنار" اذان می گوید، برای ملتی که نماز را نشسته می خواند ...در رکوع راه می رود...
و در سجده می خوابد!


فریاد بزن آقا !

و بگو که تنها "نیروی حافظ صلح"قوت قلب ماست و زور بازوان ما
فریاد بزن و بگو که فریاد، نفس ماست و ضربان قلب ما
و بگو که کودکانمان تنها در محدوده فریادهایمان می توانند بازی کنند
و تنها در محدوده فریادهایمان می توانند آسوده بخوابند

فریاد بزن آقا !

هر چند نفست را دود قهوه خانه های اعراب می سوزاند و دلت را آمد و شد هواپیماهای تشریفات میان واشنگتن و حرمسراهای خاور میانه ای" کاندولیزا رایس"
تو را به جنازه سوخته فرزندت در تلویزیون اسرائیل قسم فریاد بزن آقا !
که عنقریب از صندوقهای باطل شده انتخابات در الجزایر و ترکیه در عراق و افغانستان...حق بیرون خواهد آمد!
                                   بیرون خواهند آمد میلیونها مشت باطل شده
                                    و فریاد خواهند زد :"نصر من الله و فتح قریب"


 

+ ریخته شده در جمعه 1386/01/10;ساعت 4:41;

 

آوردي حيرونم کني که چي بشه ؟

مات و پريشونم کني که چي بشه ؟

پريشونت نبودم ....؟؟؟

من حيرونت نبودم....؟؟؟

+ ریخته شده در یکشنبه 1386/01/05;ساعت 1:23;