تبليغاتX
قهوه تلخ

 

Othman Ibne Saeed says a man came to Imam Sadeq (A.S.) saying: There are two Quranic verses which I have not comprehended properly.  Imam Sadeq (A.S.) said: What are those verses?  He said:  them first one is this: "Call Me, I will answer you", for although we offer our Duas but there is no answer.

Imam Sadeq said: Do you think God breaks His promise?  He said: No. 
Imam Sadeq (A.S.) said: So why are our Duas not answered?  He said: I do not know. 

Imam Sadeq said: But I will tell you why.

" Whoever obeys God's order and offers his "Dua" properly, they will be answered.  I said: How should I pray?  The Imam said: First praise Allah Almighty, then remember Him and thank Him for His blessings.  After that, send greetings to the Holy Prophet and his progeny, then confess your sins

and ask forgiveness for them.  That is the right way for "Dua".

 

 

 

+ ریخته شده در دوشنبه 1386/07/30;ساعت 23:3;

 

حالا می‌روم زمان را متوقف كنم در هاله‌ی مبهمی كه بر گردِ خود

می‌پيچم تا بيايی و پيدايم كنی از پشتِ صدايی كه واژه‌هايش

حرف‌های من است.

 

 

*فاطیما بادبادک

 

+ ریخته شده در سه شنبه 1386/07/24;ساعت 1:2;

 

برسد به دست انسان کامل زمانم:

وای که کلمه با تمام عظمتش در برابر تو چقدر بی رنگ است، چقدر ناتوان. از تو نوشتن نه کار من است، نه در توان قلم و نه هیچ کاغذی شکوه بلند زیستن بی تکرار تورا تاب می آورد. آنچه مانده تنها حسرتی است ... . حسرت کسی که در میان هیاهو و جنجال اینهمه صورتک بی رنگ و بو به احیای انسان برخاسته است.
از درد نترسیدیم، از اندوه، از گریه، از فاجعه حتی ... نترسیدیم. و من از تنهایی و این فقدان موحش نمی ترسم. این روزها آنقدر لبخند قلابی زده ام، آنقدر آغوش به دلداری دیگران گشوده ام... بغض فروخورده دارم .. حریص امن آغوشم و گره گشای تمام بغضهای بی تابم ... آرمیده است.
تمام دنیا!
آب من! باد من! خاک من! آتش من! .... محرم و مرهم من!
گریستن و بی تابی در پرواز تو و ترسیدن از نبودنت، رسوایی من است و من چه بی شرمم اگر به حضور جاودانه ات در این سرای ماتم زده، حتی شک کرده باشم. در این خانه نه بوی مرده می آید و نه بیرق عزا سر برآورده. شکوه نام تورا دوره می کنیم ...
هیچ چیز تغییر نکرده است و تو هنوز هم همان شاخه گل نازک مینایی که با تمام ظرافتش، جهان را بر دوش می کشد... شمارش این ثانیه های لعنتی... بازگشت تو؟ بی معناست ... تو با منی ... همیشه ... همه جا...

 

*فاطیما از سویدای جان

 


 

+ ریخته شده در جمعه 1386/07/13;ساعت 0:23;

 

 

این عطر حضور پر برکت توست که این تاریکخانه را بشارت روشنایی می دهد.

 

*فاطیما نگاتیو

 

ضمیمه: امشب ۵۰۰ تا تیکه کادو کرده بهم داد!!...  یعنی اونقدر خون دارم که ۹تاشو بسازم؟؟... سارا!  سارق قلبم... سپاسگزارم

 

+ ریخته شده در پنجشنبه 1386/07/12;ساعت 4:17;

 

برف سنگینی نشست...

 

درختی زیبا شد.
درختی شکست.

 

*فاطیما با لبخند، بدون شکر

 

+ ریخته شده در جمعه 1386/07/06;ساعت 5:1;

 

   یه توپ  دارم قلقلیه...سرخ و سفید و آبیه... می زنم زمین هوا میره! دیدی؟... تا زمین نخوری هوا نمیری (!)

باغ زندگی قشنگه، اگه باغبونش تو باشی

همه گلها میمیرن اون روزی که تو نباشی

 

...نمیخوام جا پای کسی بذارم. میخوام "جا پا" باشم، تا همه بیان از روم رد شن!

گوش بکنید داره میاد صدای ماه هاشمی

دستاتونو قایم کنید ، اومده عباس علی.ع.    "

                          

                                            > چکه هایی از دریای علی اکبر عباسی<

*فاطیما عباسی

 

+ ریخته شده در دوشنبه 1386/07/02;ساعت 1:41;

 

>>> همه روز ،روزه بودن - همه شب نماز كردن

>>>  همه ساله حج نمودن - سفر حجاز كردن

>>> ز مدينه تا به مكه سر و پا برهنه رفتن

>>> دو لب از براي لبيك به وظيفه باز كردن

>>>  به مساجد و معابد همه اعتكاف جستن

>>>  ز ملاهي و مناهي همه احتراز جستن

>>> شب جمعه ها نخفتن ، به خداي راز گفتن

>>> ز وجود بي نيازش طلب نياز كردن

----- بخدا هيچكس را ثمر آنقدر نباشد كه به روي نااميدي در بسته باز كردن-----

 

*فاطیما نارس

 

+ ریخته شده در یکشنبه 1386/07/01;ساعت 0:0;