'We have sent you an apostle who belongs
to your own nation.
He will recite our revelations and purify you of sin.
He will explain to you the book which we have
dictated to him; he will make you wise,
teaching you things of which at present
you know nothing.
Remember me, and I shall remember you.
Give thanks to me, and I shall never reject you.'
-Qur'an, Al-Baqara, Surah 2:151-152
باور اینكه كاري از دستمون ساخته نيست ـ ـ ـ ـ ـ
و كوشيدن به از كف ندادن سر زندگي!!
و باز دوست داشتنِ هم،دوست داشتنِ هم ـ ـ ـ ـ ـ
و گرسنه باز گذاردن هم تا سر حد مرگ!!
دوست داشتنِ هم و كشتنِ هم در گذارِ زمان و باز دوست داشتن هم ـ ـ ـ ـ ـ
با جنگافزارهايي مدام كشندهتر!!
*فاطیما پر تضاد
نه كشته ميشوند و نه ميكُشند
تنها زخمهايي ناسور...
در پارچهاي پاك
*فاطیما پانسمان
مجرم،
با توسل به جرم سخن ميگويد!
جرم، با توسل به عواقب خويش سخن ميگويد!!
عواقبِ جرم، خويشتن را از هر دليلي تبرئه ميسازند!!!
*فاطیما حقوقدان
بيدارتر از آنم،،، كه چشم بگشايم و بخواهم تو را ببينم.
...و ببينم
كه تو نيستي!
در كنارم...
*فاطیما بینا
تا با آن حد رسیدم که فریاد کشیدم: «چه گونه ميشود كه من به سویِ دنيا ميآيم؟؟»
و باز هم تو...فقط تو نزدیک! در گوشم زمزمه کردی: «تو نميآيي تو در حال رفتني.»
*فاطیما با کوله پشتی
دسته گُلی به طرحِ دل
در نشاط خیس پاییز:
وقتی كه قطرهاي سنگين فرو ميافتد
برگ، تمام قامت به لرزه ميافتد....!
آقای حمید و نفیسه لطیفم . . . تپش هاتان جاویدان.
*فاطیما دوستدار
. . . تا بشکند دیوار من!
*فاطیما سیمانی
برسنگ قبرمن بنویسید: خسته بود! اهل زمين نبود، نمازش شكسته بود...
بر سنگ قبر من بنويسيد: شيشه بود! تنها از اين نظر كه سراپا شكسته بود....
*فاطیما میهمان بی دردسر
آی آدم بزرگا ! ... عادت کردین بدون سلام سوار تاکسی بشین، وقتی که عادت کردین برای خرید یه مجله فقط دست دراز کنین و پول بدین...چرا؟ چون اینجا شهره!
وقتی در شلوغی شهر موجودات انسانی، به این عظمت به هم تنه می زنند... بی آنکه به صورت هم نگاه کنند....توجه به حیوانات دیگه واقعاْ کار تجملی ایه!!
چقدر انسان تحقیر شده!...
چقدر انسان کوچک شده!...
*فاطیما محقر