نه شما بنده من هستید و نه من بنده شما.فقط خدا مالک ماست. البته من در برابر شما مسؤولیتهایی دارم، به این دلیل که خدا از من خواسته. و من به این مسؤولیتهایم عمل ميکنم، حتی اگر به من پشت کنید. من به تکلیفی که در برابر شما دارم، یعنی خدمت به شما، عمل ميکنم. اگر شما با من قهر بکنید، من با شما قهر نميکنم. من به تکلیفم عمل ميکنم!!
**حضرت امیر.ع

*فاطیما متلاطم
به علت
حلول روح در کالبد محقر ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ــ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ اینجانب
نخستین سالگرد سِرو قهوه تلخ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ اینجانب
آغاز ماه یاد آور بیکرانی آنجناب تا کرانه ـ ـ ـ ـ اینجانب

مراسم بزرگداشتی با حضور یاد جمیعتان به صرف قهوه بدون شکر و شکلات تلخ برپا گردید.
*فاطیما با دندان شیری
مترسکی بیش نیست:عادت دارد همیشهی خدا منتظر بماند.
عادت دارد به جای نون نوازش،،، نون نوک کلاغهای نامرد را نوش جان کند!
*فاطیما زارع
ناگهان پرده بر انداخته ای یعنی چه ؟
مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه ؟
یک جماعت یخ می زدنند و فقط دختری بر لبهی آستینش آرام گریسته بود ـ ـ ـ
حق داشتی پای گویش اش خوابت ببرد
و در جدول روشنگری تا نیمه شب نیمهکاره رهایش کنی!
در زاویهی دیدت وسیع و تنگ تو جا خوش کرده
از دور به دور
از صفر به دمای مطلق
نتیجه اینکه طول نمیکشد،،،طولانی نمیمیرد
و آسمان کماکان ستارهی کال دارد!
وقتی می افتاد از فولادت
باز آهستهتر
راهی اش میکنی
باز اساسیتر
شرمنده اش می کنی...
*فاطیما قندیل
رهسپار خانه پدری ام ـ ـ ـ ـ
Fatima bound by ties of hospitality*
اشک هاي رسوب شده را حس مي کنم
ناقوس هاي تباهي در عروقم طنين مي اندازند
در حسرت اشتیاقی که انجماد مرگبارش
مثل دوزخی استخوان ها را مي سوزاند، روحم را از هم مي شکافد
مي خواهم بروم...!
مشتم را گره می کنم
و به صورت قسمت می کوبم!!
*فاطیما دیپورت