لحظه هایم بر تو بخش پذیرند.
*فاطیما معتکف
در نگاه تو تکثیر می شوم.
*فاطیما معتکف
جهانِ جهنم ام غرق بیزاری است.
*فاطیما معتکف
قهوه ات را بنوش و باور کن
من به فنجان تو نمی گُنجم
*فاطیما الینه
«يک نفر از غبار می آيد»
مژده ی تازه ی تو تکراری ست
يک نفر از غبار آمد و زد ، زخم های هميشه بر بالم...!
*فاطیما شکیبا
گام هایی گره خورده به راه، ، ، لبانی مترنم به راز ازلی
انگشتانی گشوده به ابدیت، و چشمان . . . چشمانی مشتاق پر کشیدن
در عين با هم بودن
در حين با هم زيستن
در بین تنگناهاي ساییده زندگي...!
آقای علی و شیوای نازنینم
تپش هاتان پایدار.
*فاطیما دوستدار

کم کم در خود انسانی ام رسوخ کرد و جانشین آدم شد.
دیروز تشخیص داد که مرض دارد.
امروز تشخیص داد که سالم است.
مرض یک حالت انحرافی است که فقط بعضی ها دارند اما اگر همه مرض داشته باشند دیگر مرض نیست.
*فاطیما پژوهشگر
- الله یبدؤ الخلق ثم یعیده ثم الیه ترجعون -
*فاطیما خاکستری
وصیتم این است
این قلم خیس گریه را
به کودکی در جنوب جستجو بسپار!
تا در دفتر مشق های نا تمامش بنویسد:
آن مرد سیب دارد.
آن مرد انار دارد.
آن مرد سبد ندارد.
*فاطیما نی نی
غبطه خور موجوداتی هستم که در طبیعت زندگی میکنند؛
رنج نمی برند.
رنج نمی دهند.
*فاطیما مورچه