تبليغاتX
قهوه تلخ
 

 لحظه هایم بر تو بخش پذیرند.

 

*فاطیما معتکف

+ ریخته شده در جمعه 1387/04/28;ساعت 1:36;

 

 در نگاه تو تکثیر می شوم.

 

*فاطیما معتکف

+ ریخته شده در پنجشنبه 1387/04/27;ساعت 22:37;

 

 جهانِ جهنم ام غرق بیزاری است.

 

*فاطیما معتکف

+ ریخته شده در چهارشنبه 1387/04/26;ساعت 22:55;

 

قهوه ات را بنوش و باور کن 

 

  من به فنجان تو نمی گُنجم

*فاطیما الینه

+ ریخته شده در دوشنبه 1387/04/24;ساعت 23:22;


«يک نفر از غبار می آيد»

 

 مژده ی تازه ی تو تکراری ست
يک نفر از غبار آمد و زد ، زخم های هميشه بر بالم...!

*فاطیما شکیبا

+ ریخته شده در جمعه 1387/04/21;ساعت 10:49;

 

 گام هایی گره خورده به راه، ، ، لبانی مترنم به راز ازلی

انگشتانی گشوده به ابدیت، و چشمان . . . چشمانی مشتاق پر کشیدن

در عين با هم بودن
در حين با هم زيستن
در بین تنگناهاي ساییده زندگي...!

آقای علی و شیوای نازنینم

تپش هاتان پایدار.

*فاطیما دوستدار

+ ریخته شده در پنجشنبه 1387/04/20;ساعت 3:39;

 

                 کم کم در خود انسانی ام رسوخ کرد و جانشین آدم شد.

 

* فاطیما مبتلا 

+ ریخته شده در دوشنبه 1387/04/17;ساعت 14:42;

 

 

دیروز تشخیص داد که مرض دارد.

 امروز تشخیص داد که سالم است.

 

مرض یک حالت انحرافی است که فقط بعضی ها دارند اما اگر همه مرض داشته باشند دیگر مرض نیست.

 

*فاطیما پژوهشگر

+ ریخته شده در جمعه 1387/04/14;ساعت 0:56;

 

 

          - الله یبدؤ الخلق ثم یعیده ثم الیه ترجعون -

 

 

 

*فاطیما خاکستری

+ ریخته شده در چهارشنبه 1387/04/12;ساعت 2:58;

 

وصیتم این است
این قلم خیس گریه را
به کودکی در جنوب جستجو بسپار!
تا در دفتر مشق های نا تمامش بنویسد:

آن مرد سیب دارد.
آن مرد انار دارد.
آن مرد سبد ندارد.

 

*فاطیما نی نی

+ ریخته شده در یکشنبه 1387/04/09;ساعت 3:50;

 

غبطه خور موجوداتی هستم که در طبیعت زندگی میکنند؛

 

 

رنج نمی برند.

رنج نمی دهند.

 

*فاطیما مورچه

+ ریخته شده در چهارشنبه 1387/04/05;ساعت 7:39;